دات نت نیوک
دوشنبه ، 29 مرداد 1397  |  ثبت‌نام  |  ورود
معرفی استان

     استان کهگیلویه و بویراحمد از نظر آب و هوا به دو قسمت سردسیری و گرمسیری تقسیم می شود. قسمت گرمسیری منطقه ای پست با ارتفاع متوسط حدود 100 متر از سطح دریا و قسمت سردسیر منطقه ای مرتفع با ارتفاع متوسطی در حدود 2100 متر از سطح دریا است. این  استان در جنوب غرب ایران پهناور با قدمتی کهن و هویتی دیرینه قرار دارد که برخی تاریخدانان آن را دروازه پارس نامیده اند و اعتقاد  دارند که اسکندر مقدونی در حمله به فارس در این دیار  با سردار سرشناسی به نام آریوبرزن  رو در رو شده و تا آستانه شکست پیش رفت. اين استان با مردمانی غیور، استوار و با صلابت چون قلل کوههایش برخوردار از آزادگی و شجاعت بوده و هست و نیاکان این کهن سرزمین از خود عزت و شرف و پایمردی برجای گذاشتند که کشف صدها قبرستان کهن، تپه های باستانی و آثار بجا مانده، نشان از اصالت و هویت و شخصیت مردمانش دارد. دیرینگی و تنوع میراث فرهنگی نشان از انوار درخشان اندیشه این مردم سخت کوش و دلاور در طول حیات افتخار آفرینش دارد.

     استان کهگیلویه و بویراحمد همیشه بعنوان یکی از قطب های جغرافیایی خاص در جنوب غرب فلات ایران و محل استقرار و سکونتگاه جوامع اوليه انسانی بشمار آمده وکوچ نشینی در دامنه زاگرس زندگی رایج آنان بوده و سازمانهای حکومتی محلی اين مردمان در طول تاريخ درشكل گيري روند حکومتهای اولیه در جنوب غرب آسیا تاثير بسزائي داشته است. در استان کهگیلویه و بویراحمد تعداد زیادی آثار تاریخی و فرهنگی وجود دارد. این آثار در برگیرنده سه دوره زمانی پیش از تاریخ ، دوران تاریخی و دوران اسلامی تا عهد معاصر می باشند و از این حیث این استان در زمره استانهایی است که دارای پتانسیلها و قابلیتهای بسیار زیادی در زمینه مطالعات و پژوهشهای باستانشناسی است. در این استان آثار تاریخی بسیار ارزشمندی وجود دارد که در گذشته و حال مورد توجه پژوهشگران و محققان داخلی و خارجی قرار گرفته اند. از جمله مهمترین این آثار می توانیم به: گورستان هاي لما و دروهان ازدوره ايلامي، پل تخت شاه نشين از دوره هخامنشي، نقوش برجسته تنگ سولك از دوره اشكاني (اليمائي)، پلهاي خيرآباد، چهارطاقی خیرآباد وپل بريم (پريم) ازدوره ساساني، گنبد ليشتر از دوره سلجوقي و امامزاده علي (ع) روستاي سادات و بافت تاريخي دهدشت از دوره صفويه اشاره کنیم. همچنین در این استان قلعه های تاریخی مهمی در نقاط مختلف ازجمله در چرام، ديشموك، قلعه رئيسي و ديگر مناطق استان از دوره قاجار تا پهلوي اول بر جاي مانده است. از دیگر مزیتهای این استان محل قرار گیری آن است. استان کهگیلویه وبویراحمد حد فاصل دو منطقه تا ثیر گذار  وکلیدی در روند مطالعات باستان شناسی یعنی خوزستان و فارس قرار دارد و نقش مهمی را به لحاظ پل ارتباطی بین این دو منطقه ایفا می نماید، و بدین سبب از جایگاه پژوهشی و مطالعاتی بالایی برخوردار است.

  جمعیت

     جمعیت استان کهگیلویه و بویراحمد بر پایه سرشماری مرکز آمار ایران در سال 1395 برابر با 713000 نفر بوده

که  58 درصد ساکن شهرها و مابقی در روستاها سکونت دارند.

 

  موقعيت جغرافيايي

     استان كهگیلویه و بویراحمد با مساحتي بالغ بر 16264 كیلومترمربع در جنوب غربی ایران قرار گرفته. این استان بین مدارهای 29 درجه و 52 دقیقه و 31 درجه و 26 دقیقه شمالی و نصف النهارهای 49 درجه و 55 دقیقه و 51 درجه و 53 دقیقه شرقی قرار دارد . كهگیلویه و بویر احمد از شمال با استان چهار محال بختیاری، از شمال شرق با استان اصفهان، از شرق با استان فارس، از غرب با استان خوزستان و از جنوب با استان بوشهر همجوار است.

 

تقسيمات                                                                

      این استان با مرکزیت یاسوج  دارای 8 شهرستان (بويراحمد،كهگيلويه، گچساران، دنا ، بهمئي ، باشت ، چرام و لنده) 16 شهر (ياسوج، دهدشت، دوگنبدان، چرام، سي سخت، باشت، ليكك، لنده، سوق، قلعه رئيسي، ديشموك، مارگون، گراب سفلي، چيتاب، پاتاوه و مادوان  ) و داراي 17 بخش، 41 دهستان و 1700 آبادي داراي سكنه مي باشد.

 

  قابلیت های گردشگری استان کهگیلویه و بویراحمد

     چشم اندازهای زیبای طبیعی، وجود کوههای مرتفع، آبشارها، چشمه ها و آب و هوای مناسب از مهم ترین نقاط قوت استان در جذب گردشگر از حیث جغرافیایی و طبیعی است. استان کهگیلویه و بویراحمد به لحاظ جغرافیایی در میان استانهای فارس، اصفهان، خوزستان، بوشهر و چهارمحال و بختیاری واقع گردیده است و رشته کوه زاگرس توانسته است مانند سدی جلوی عبور بخش های باران زای توده های مرطوب را گرفته و بارش فراوان باران و شرایط محیطی جذاب و دلنواز را فراهم ساخته و وضعیت منحصر به فردی را در استان موجب گردیده است. تمامی استان کهگیلویه و بویراحمد در ناحیه کوهستانی واقع گردیده است. کوههای زاگرس با رشته های موازی سراسر شمال و شرق استان را در بر گرفته اند( سلسله جبال دنا در شمال، کوههای سیاه و سفید و خامی و خائیز در جنوب). از این کوهها رودخانه های مارون، بشار، زهره، خرسان و نازمکان سرچشمه می گیرد. وجود این کوهها، رودخانه ها، چشمه ها و چشم اندازهای طبیعی مناسب، بزرگترین جاذبه های طبیعی را به وجود آورده است. وجود مناظر متعدد و متنوع، پناهگاهها، طبیعت بکر، حیات وحش، غارهای تاریخی و طبیعی، آب فراوان کوهی، ارتفاعات پوشیده از برف و دامنه های سرسبز همراه با مردم و عشایر خونگرم و مهمان دوست از خصوصیات برجسته و جذاب استان است.

     پوشش انبوه درخت از انواع بلوط، کیکم، زالزالک، بنه، سروکوهی، بادام کوهی و پوشش مناسب مرتعی، منطقه ای نادر در کشور ایران به وجود آورده است، به طوریکه به عقیده برخی از صاحب نظران علوم گیاهی این استان را باید هرباریوم (محلی که در آن نمونه‌های خشک شده گیاهان را به شیوه‌های علمی خاص و معینی نگهداری می‌کنند.) گیاهی و مرتعی خاورمیانه لقب داد. تنوع اقلیمی به اندازه کافی در این استان به چشم می خورد. در حالی که برخی مناطق پوشیده از برف است، زمان برداشت محصول در مناطق دیگر فرا رسیده است. رویای سرزمین چهارفصل تعبیری مناسب برای این تنوع اقلیمی است. از دیگر نقاط قوت استان از حیث موقعیت جغرافیایی در بحث گردشگری می توان به وجود کانون های جمعیتی در کلان شهرهای استانهای همجوار نظیر اصفهان، شیراز و اهواز اشاره کرد. کلان شهرهای فوق مهم ترین بازارهایی هستند که می توانند در آینده گردشگری استان نقش مهمی ایفا نمایند.

     اکوتوریسم (گردشگری طبیعت) و اگروتوریسم (گردشگری کشاورزی) مهم ترین منابع گردشگری در استان کهگیلویه و بویراحمد می باشند. این دو که در ارتباط با هم نیز هستند معمولاً با کمترین تداخل در وضع طبیعی موجود و با اندک سرمایه گذاری قابل استحصال بوده و البته توریسم علمی و ایجاد تورهای مخصوص دانشجویان جهت بازدیدهای علمی) فیلد) را نیز باید به آنها اضافه کرد.

     علاوه بر جاذبه های طبیعی که منبع اصلی گردشگری می باشد باید به گردشگری مذهبی و فرهنگی نیز اشاره کرد. وجود نزدیک به چهارصد مقبره از نوادگان ائمه اطهار خصوصاً امامزاده بی بی حکیمه دختر امام موسی کاظم و خواهر امام رضا که در بین مردم این استان و استان های همجوار و حتی کشورهای خلیج فارس از اهمیت و قداست خاصی برخوردار است از مهم ترین جاذبه های گردشگری مذهبی (زیارت) استان است.

     وجود دهها آثار تاریخی شامل آثار و ابنیه شهر قدیم دهدشت، تل خسرو، آتشکده ها، حجاریهای موجود در تنگ سروک و پلهای تاریخی خیرآباد و پاتاوه از جاذبه های تاریخی استان می باشد.

     جاذبه های فرهنگی شامل آداب، رسوم، باورها، موسیقی، صنایع دستی، لباس و نحوه گذران زندگی مردم خصوصاً عشایر استان یا به عبارتی فولکور مردم از دیگر جاذبه های گردشگری استان است. این استان در زمره مناطق مستعد تولید صنایع دستی است. تولید انواع قالیچه، گبه، جاجیم، سبدبافی، پولک دوزی، گلدوزی و ... در زمره تولیدات غالب استان می باشد. شهرت این صنایع فراگیر و از مقبولیت خوبی در سطح کشور برخوردار است.

 

جاذبه هاي گردشگري

     در پهنه گسترده ايران زمين هنوز مناطق بسياري وجود دارد که زيبايي ها و جاذبه هاي آن چندان شناخته شده نيست و از چشم دور مانده است و هنوز هم جلوه هاي آن به گردشگران، مسافران و ميهمانان داخلي و خارجي شناسانده نشده است. استان كهگيلويه و بويراحمد را مي توان در زمره چنين مناطقي دانست.  استان كهگيلويه و بوير احمد گوشه اي از مهد تمدن ايران زمين ، ديار كوهستان هاي سربه فلك كشيده و طبيعت بكر و دست نخورده است.  مناظر زيبا و ديدني  اين سرزمين حس زيباي سحرانگيز را براي مسافران، ميهمانان و گردشگران داخلي و خارجي تداعي مي کند. وجود بيش از دو هزار و ششصد و سی (2630) اثر تاریخی از دوره نوسنگی تا دوره معاصر، بالغ بر 300 مكان زيارتي و تفرجگاهي ،500 چشمه جوشان آب آشامیدنی و معدنی ، 20 رودخانه بزرگ و كوچك ، بيش از 40 آبشار دائمي و فصلي و دهها پارک جنگلی، دریاچه هاي طبیعی، سدهاي بزرگ و كوچک، دشتهای وسیع، جنگلهاي چشمگير، مناطق حفاظت شده با گونه هاي جانوري متعدد، غارها و اشكفتها، باغ هاي زيبا، كوه هاي سربه فلك كشيده با دامنه هاي سر سبز و همچنين  رایحه خوش گیاهان در دشت ها و کوهساران بخش کوچکی از جاذبه های اين سرزمين مي باشد. استان کهگيلويه و بويراحمد از جاذبه هاي تاريخي نظير شهر قديم دهدشت (بلاد شاپور)، نقوش برجسته تنگ سروک،  قلعه چرام، چهارطاقي خيرآباد، پل بريم، تپه تل خسرو، گورستان تاريخي لما و...  برخوردار است. اين جاذبه ها به همراه جاذبه هاي بي نظير و فراموش نشدني طبيعي همچون آبشار کمردوغ، چشمه بلقيس چرام، برم الوان، روستاي مارين، گردنه شلالدون، پارك جنگلي آبشار ياسوج، منطقه كوه گل و...  مي تواند جزو خاطرات به يادماندني يک مسافر باشد و براي هميشه در ذهن او باقي بماند. استان کهگيلويه و بويراحمد به دليل داشتن زيبايي هاي طبيعي، بکر و دست نخورده توانمندیهاي ويژه اي در بخش گردشگري طبيعي (اکوتورسيم) دارد. چهره گوناگون طبيعت کوهستاني و سردسير حوزه شمالي استان کهگيلويه و بويراحمد با طبيعت گرمسيري حوزه جنوبي ويژگي هاي يک منطقه همراه با طبيعت چهارفصل را براي آن به ارمغان آورده است. افزون بر آن، کوچ نشيني عشاير مناطق بويراحمد، بهمئي، دشمن زياري، طيبی، بابوئي و چرام در اقليم هاي گوناگون استان سرمايه ارزشمند  فرهنگي و اجتماعي می باشد، که داراي جاذبه هاي ويژه و منحصر به فردي براي گردشگران اين استان است. آسمان آبي و آفتاب شفاف، سبزي جنگلهاي گرمسيري، سفره قشنگي از طبيعت را در برابر نگاههاي رهگذران جلوه گر شده است.


 

 

 

 

پیشینه تاریخی

اين استان ابتدا قسمتي از انشان بوده و در دوره ساساني با عنوان به آمد كواز ، ارگان و قسمت كوهستاني آن به نام زم زميگان معروف بود . با ورود اسلام اين منطقه ابتدا ارجان ، زم گيلويه و كهگيلويه و از دوره تيموري با از بين رفتن اتابكان لر بزرگ ، سراسر منطقه به كهگيلويه معروف شد. از سال 1342 خورشيدي كه به فرمانداري كل تبديل شده به دلايل سياسي ، كهگيلويه و بويراحمد ناميده شد.

در مورد نامگذاري كهگيلويه در آثار تاريخي مطالب مختلفي آورده شده است . حسن فسايي در فارسنامه ناصري وجه تسميه آن را به دليل وجود ميوه اي به نام ‹‹ كيالك›› مي داند كه البته نامعقول به نظر مي رسد. از نوشته هاي ابن خرداد به و استخري در سده هاي سوم و چهارم هجري چنين بر مي آيد كه ‹‹ گيلو›› يكي از سران قوم لر و در محدوده جغرافيايي بين خوزستان ، فارس ، اصفهان امروزي بوده است كه به دليل كوهستاني بودن پس از مدتي اين منطقه به كوه گيلويه معروف شده است . به نظر استخري رموم يا ( قبايل) پارس پنج تا بوده ورم جيلويه يا گيلويه كه به رم زميجان هم معروف بوده از همه بزرگتر بوده است ( مسالك ممالك ص 96) . اين منطقه از طرفي به استخر واز طرفي به كوره شاپور و از طرفي ارجان و از طرف ديگر به بيضا و حدود سپاهان قديم يا اصفهان محدود مي شده از سويي نيز به حدود خوزستان و ناحيه شاپور محدود مي شده و آنچه از روستا و شهر در اين ناحيه بوده در شمار اين قبيله بوده است . طبق نظر استخري در مسالك و ممالك ، گيلويه مهرگان بن روزبه به همايجان سفلي از توابع كوره استخر رفته بود و به سلمه خدمت مي كرد . چون سلمه بمرد ، گيلويه رم زميجان را با زور بگرفت و قدرتمند شد . بطوري كه بر آل ابودلف حمله كرد و برادر قاسم بن عيسي ( 210 تا 225هـ ) يعني معقل بن عيسي را كشت . ابودلفيان بر گيلويه حمله كردند و او را بكشتند و تا اواخر روزگارشان كه از عمروليث صفاري شكست خوردند ، سر گيلويه را بدليل اهميت و قدرت وي ، در پيش لشكر خود مي بردند . با وجود شكست گيلويه رياست قبايل زميگان در دست اعقاب گيلويه باقي ماند . بر اساس اطلاعات كتاب حدود العالم در نيمه دوم سده چهارم هجري قمري اولين بار به كوه ها و مناطق كوهستاني اين منطقه كوه جيلو يا گيلو گفته شده است .( حدود العالم ، ص 32 ) در پايان سده پنجم هجري قمري ابن بلخي در فارسنامه خود از اين منطقه به نام كوه گيلويه ياد كره است . از سده ششم هجري قمري به بعد منابعي كه از اين منطقه ياد كرده اند ، نام كهگيلويه را بر بيشتر سرزمين امروزي آن اطلاق مي كنند . قدرت يابي طوايف كوه گيلويه از يك سو و خرابي ارجان از سوي ديگر سبب شد كه در دوره مغول و تيموري در بيشتر نوشته ها كوه گيلويه بكار برود . پس از چيده شدن جكومت اتابكان لر بزرگ در 827 ه. ق و از دوره صفويه نام كهگيلويه به سرزمينهاي وسيعي از اصفهان تا خليج فارس اطلاق مي شده است . در دوره پاياني سلسله صفويه اين منطقه به نام كهگيلويه و بهبهان معروف است و در سال 1342 خورشيدي به دليل سياسي به كهگيلويه و بويراحمد تغيير نام يافت .

 

آداب  و رسوم

عيد نوروز : عيد نوروز در كهگيلويه و بويراحمد از مراسم بسيار پر اهميت است . در آخرين چهارشنبه سال معمولاً بچه هاي هر محل وآبادي در كوچه ها با هيزم جمع آوري شده آتش روشن مي كنند . آنان از روي آتش مي پرند و اين شعر را كه زردي من از تو سرخي تو از من مي خوانند . همچنين دو سه روز پيش از آغاز سال نو را عرفه يا خيرات نيمه برات مي گويند . در اين ايام تمامي خانواده از شير و برنج و دانه هايي نظير سياه دانه ، رازيانه نوعي غذاي محلي به نام شير برنج تهيه مي كنند و همراه با نوعي حلواي محلي بين همسايگان توزيع مي كنند . اين رسم ميان تركها و لرها بطور يكسان رايج است و معتقدند هر كس بايد براي شادي روح اموات خود تا قبل از آغاز سال نو ، به هفت خانوار خيرات بدهد . مردم بعد از خوردن خيراتي كه معمولاً همراه با نان محلي است براي مردگان آن شخص فاتحه مي خوانند . همچنين قبل از سال نو افراد محل به خانواده شخصي كه يكي از بستگان خود را از دست داده مي روند و از آنها مي خواهند كه لباس هاي مشكي خود را در بياورند و لباس هاي ديگري بپوشند . در گذشته كه وسايل ارتباط جمعي وجود نداشت ، معمولاً ساكنان منطقه لحظه تحويل سال نو را نمي دانستند از اين رو معتقد بودند كه حيواناتي نظير گوسفند ، اسب و يا پرندگاني چون مرغ و خروس در لحظه تحويل سال حركاتي از خود نشان مي دهند . مثلاً اسب شيهه مي كشد يا خروس بانگ مي زند . اكنون با آمدن راديو و تلويزيون اين مشكل رفع شده است . با شروع سال جديد ابتدا به سراغ بزرگان فاميل مي رفتند . اين ديد و بازديد ها تقريباً در تمامي سيزده روز نوروز ادامه داشت . پيش از سيزدهم زنان روستايي معمولاً سنگهاي اطراف اجاق خود را بيرون مي انداختند و مرغ يا گوسفندي را ذبح مي كردند و خونش را در اجاق مي ريختند و سپس گوشت قرباني را بين خانواده ها تقسيم مي كردند . اين مراسم براي دفع بلا در طول يك سال آينده صورت مي گرفت . همچنين قبل از سال نو مراسم چاله گرم كنون و سفره پركنون در كهگيلويه و بويراحمد مرسوم است . در چاله گرم كنون هر خانواده حتماً غذاي گرم و مناسب تهيه مي كرد . زمان اين رسم شب قبل از آغاز سال نو بود . در منطقه بويراحمد شب چاله گرم كنون هر خانواده سفره خود را از نان پر مي كرد به اين اميد كه سال پرخيز و بركتي داشته باشد

اقوام و زبان:

اصلی ترین مشخصه های فرهنگی و اجتماعی منطقه، در گذشته ساختار اجتماعی عشایری بوده است. هرچند امروزه این ساختار دگرگونی زیادی داشته اما هنوز موقعیت اجتماعی و شناسایی افراد حتی در جامعه شهری استان نیز از طریق وابستگی و تعلقات آنها به ساختار ایلی تعیین می گردد. این منطقه در گذشته نه چندان دور، در قلمرو شش ایل بویر احمد، طیبی، بهمئی، دشمن، زیاری، بابوئی بوده است. مردم استان کهگیلویه و بویراحمد به گويش لری وبرخي مناطق به زبان تركي (قشقايي) صحبت مي كنند. گویش لري بازمانده زبان ایرانیان قدیم است که کمتر تحت تاثیر زبان های بیگانه قرار گرفته است .

موقعیت اجتماعی و اقتصادی:

مهم ترين ركن فعاليت اقتصادي مردم استان کهگيلويه و بويراحمد را مي توان  دامداري دانست است. دامداري دراستان به دو روش متحرک و ساكن انجام می گیرد كه نوع متحرک آن توسط عشاير كوچنده استان و به تبعيت از شرايط آب و هوايي و تغييرات فصلي، براي دسترسي به مراتع و علوفه مورد نياز، به صورت ييلاق و قشلاق صورت ميپذیرد. علاوه بر دامداري سنتي و بومي، درسالهاي اخير؛ تعدادي دامداري صنعتي، ‌متشكل ازگاوداري و پرواربندي گوسفند نيز به صورت پراكنده در سطح استان رواج يافته است.همچنین؛ استان كهگيلويه و بويراحمد به سبب طبيعت مساعد، به ويژه تنوع گياهان جنگلي و وجود آب و هواي مساعد، شرايط مناسبي براي پرورش زنبورعسل به دو روش سنتی و شیوه نوین دارد. غیر از رواج زنبورداري سنتي در مناطق روستايي، گسترش كندوهاي زنبورعسل به شيوه نوين درسالهاي اخير، باعث افزايش درآمد كشاورزان و زنبورداران شده است
بعد از دامداري، ‌كشاورزي مهم ترين فعاليت اقتصادي ساكنان اين استان را تشكيل ميدهد. وجود زمين هاي كوهستاني و تپه ماهوري و نیز طبیعت خاص منطقه، كشاورزي بيش تر به صورت کشت دیمی است. علاوه بر كشت گندم و جو كه به صورت ديم و آبي در بيشتر مناطق استان رايج است، كشت برنج نيز درمناطق گرم و معتدل استان كه منابع آب كافي دارند، معمول است. محصولات مهم كشاورزي دراين استان؛ غلات، حبوبات، نباتات علوفهاي، ذرت و صيفي جات است كه كشت آنها در مناطق مختلف استان رواج دارد.موقعيت طبيعي مرتفع، به ويژه كمبود زمينهاي مسطح در مناطق خاور و شمال خاوري استان، باعث شده است كه باغ داري در درههاي كوهستاني و بر روي ارتفاعات ناهموار و پرآب اين مناطق رواج يابد. درسايرمناطق مستعد استان نيز پرورش انواع درخت ها ، از جمله سيب،هلو، انگور، گردو و زيتون ،ليمو ، پرتقال و... رونق يافته است. در بخش صنعت، استان کهگيلويه و بوير احمد به دو دسته صنايع دستي و صنايع کارخانه اي تقسيم مي شوند. صنايع دستي اين استان شامل: فرش بافي سنتي، ‌بافت انواع گليم، جاجيم، گبه، خورجين، سياه چادر، گچمه و... محصولاتي نظاير آن است كه بافت آنها در اغلب خانهها و در بيش تر مناطق روستايي و عشايري رواج دارد


سوغات محلی:

تولیدات و دست بافت های عشایری، ریشه در تاریخ پر رمز و راز این مرز و بوم و معیشت رمه گردانی و کوچ نشینی این سرزمین دارد. از حرکت دست و پنجه و پویایی اندیشه مردمان این مرز و بوم كه برگرفته از طبیعت زیبای استان،صنایع دستی ماندگاری همچون: قالی، قالیچه، جاجیم، گچمه، گبه، نمد، سیاه چادر، توبره، جاقرآنی، خورجین و... خلق می شود و محصولاتی همچون: عسل طبیعی، روغن حیوانی، قره قروت، کشک و دیگر مواد لبنی و میوه هایی مانند: گردو، سیب، انگور، انار، لیمو و پرتقال و محصولات کشاورزی مانند: برنج، گندم، جو و سایر حبوبات و...

سرزمين چهارفصل کهگیلویه و بویر احمد با مردمی مهربان و میهمان دوست همراه با طبیعت و بناهای جذاب خود؛ همواره چشم انتظار گردشگران و دوست داران طبیعت بکر و زیباست.

 

مراسم ازدواج : يك مراسم عروسي معمولاً داراي مراحل مختلفي است . اولين مرحله خواستگاري يا گپ زنون مي باشد . در اين مرحله فاميل پسر با موافقت ازدواج پسر ودختر مورد نظر ، از طرف پدر پسر فردي مأمور مي شود تا موضوع را به طور سري به پدر دختر بگويد . معمولاً پدر دختر چند روزي را مهلت مي خواهد وبا فاميل خود مشورت مي كند . در روز تعيين شده پدر دختر در صورت رضايت فاميل به فرستاده پدر داماد جواب مثبت مي دهد . مراسم رسمي پس از اين مرحله صورت مي گيرد . آنگاه پدر پسر همراه چند نفر از ريش سفيدان فاميل خود با مقداري قند و گاهي اوقات سوغاتي هاي ديگري همچون گوسفند و بره به خانه دختر مي روند و آشكارا خواستگاري مي كنند براي مباركي قندي را مي شكنند و به رسم " قند اشكن " معروف است


طب سنتي :
وفور داروهاي گياهي مناطق سردسيري و گرمسيري در كهگيلويه و بويراحمد و همچنين آشنايي با خواص دارويي سبب شده كه هم اكنون گياهان داروئي كاربردهايي داشته باشند . برخي از گياهان دارويي مثل آويشن ، سير كوهي ، عناب ، ريواس ، مورد ، بيلهر ، كارده ، جاشير ، حلپه ، برنجاس (بومادران)، درمه ، گل گاو زبان ، گل نگين ، پونه ، كاسني ، گل بابونه ، شيره زبان گنجشگ ، كتيرا ، اسپند ، شاه تره و خاك شير مي باشد .

نژاد : اهالي لر اين استان كه درصد بالايي از جمعيت آن را تشكيل مي دهد بر حسب قراين تاريخي متعلق به نژاد آريايي و قوم پارس مي باشد . هر چند هيچ قوم و نژادي در زمان حاضر نمي تواند ادعاي اصيل يا خالص بودن از خود نمايد ولي روي هم رفته با تكيه بر اينكه لرها خود با يك گويش خاص تكلم نموده ، در كنار هم جنگيده ، با هم زندگي مشترك داشته و جزو در زمان حال كه با اقوام ديگر ايراني خويشاوندي نموده اساساً خويشاوندي ميان آنها بصورت بسته بوده است مي توان به هم نژادي آنان در شكل دهي هويت بومي و قومي آنان توجه داشت .

دين و مذهب : صد در صد مردم اين استان مسلمان و شيعه اثني عشري هستند و به طور عمده تحت تأثير جاذبه هاي دين جان بخش اسلام شده اند . به هر حال رفتار ديني مردم استان در گراميداشت اعياد اسلامي، عزاداري سالار شهيدان (ع) تكيه اساسي بر حرمت ويژه روزهاي وفات ائمه ( ممنوعيت ازدواج ) ، نامگذاري فرزندان به نام بزرگان دين و ائمه اطهار (ع) و ... همه نشانگر عمق تعصب و ارادت خاص اين مردم به اسلام و شعائر و آيين ها و دستورات آن است كه در شكل بخشيدن به هويت ديني و قومي آنان اثر گذار بوده است .....
ادبیات قومی

ادبيات شفاهي : در ميان مردم كهگيلويه وبويراحمد اشعار حماسي شاهنامه فردوسي از جايگاه خاصي برخوردار است . شاهنامه خواني براي هر فرد علاوه بر جذابيت هاي اقناعي امتياز خاصي نيز دارد . معمولاً افراد شاهنامه خوان تمامي ابيات و صحنه هاي نبرد را از حفظ مي خوانند . سعي شاهنامه خوان بر آن است كه شنونده را در فضاي خيالي صحنه هاي شاهنامه قرار دهد . از اين رو شاهنامه خوان در اين راه كوشش بسيار دارد . اين ادب شفاهي مورد علاقه زن و مرد كهگيلويه و بويراحمد است و معمولاً شبهاي دراز زمستان را با برنامه هاي شاهنامه خواني سپري مي كنند . اين علاقه از قديم الايام به گونه اي بوده است كه نام بسياري از مكانها و جاهاي استان را با نامهاي مندرج در شاهنامه ناميده اند . به نظر مي رسد زندگي عشايري همراه به همه كشمكش هاي آن و محيط جغرافيايي كوهستاني و صعب و سختي هاي آن از يك سو و تلاش افراد با سواد در حفظ هويت ملي خود از سوي ديگر انگيزهاي قوي براي حفظ ادبيات شفاهي در قالب اشعار شاهنامه و بصورت شفاهي و شنيداري بوده است . زيرا بسياري از شاهنامه خوانان هم اكنون نيز فاقد سواد خواندن و نوشتن هستند . از ديگر ادب شفاهي در استان بايد از تك بيتي ها و يا دو بيتي هاي مرسوم با مضامين عاشقانه ياد كرد . يار و دوست ، تفنگ و اسب محورهاي اصلي در ميان شعر شاعران است كه به همراه كوه و دشت و صحرا و بهار و چشمه ساران و بطور كلي طبيعت و محل زندگي و ارزشهاي مورد قبول يا هنجارهاي اجتماعي مضامين شعري ادب شفاهي را بعد از شاهنامه خواني شكل مي دهد . بطور مثال چند بيت از اين اشعار را در ذيل بيان مي كنيم .مو وساورز ني روم ديلگون دياره ديلگون جي دلبره دل تاب نياره    من به كوه ساورز نمي روم زيرا ديلگون پيدا است . ديلگون محل سكونت دلبر است و از اين رو دل طاقت ديدن ديلگون را ندارد .    هر چي دارم قربونت غير از تفنگم تفنگم مال دولت سي روز جنگم  اي دلبر همه چيز من فداي تو غير از تفنگم زيرا تفنگ سرمايه اي است و در روز جنگ به درد مي خورد .از ديگر جلوه هاي ادب شفاهي در كهگيلويه و بويراحمد قصه ها و ضرب المثل هاست . قصه ها علاوه بر پرورش خيال كودكان و سرگرمي بزرگان جنبه هاي آموزنده آن بيشتر مورد نظر بوده است . معمولاً تنبلي و سستي و بيكاري را مذموم داشته و ظالم و ظالم پرستي را مورد نفرت قرار داده است . در اين قصه ها سعي شده است تا روحيه جوانمردي ، عدالت خواهي و گذشت و ايثار و كمك به هم نوع و بويژه اقوام و خويشان تقويت شود . اگر چه جنبه هاي منفي نيز در اين داستانها پيدا مي شود ليكن از نظر آموزش هاي مرسوم بسيار آموزنده بوده اند . داستانهايي مثل شاه عباس در لباس درويشي ، پادشاه سخاوتمند و عدالت انوشيروان در عدالت خواهي و داستانهاي فهلو و فندين در مذهب بيكاري درسهاي آموزنده براي جامعه اي است كه در آن آموزش هاي كلاسيك مرسوم نبود . قصه هايي همچون وصيت پدر به فرزند ، سزاي نيكي ، داد و بيداد ، زن برادر ، يك مشت نمك ، وصاياي اسكندر ، سرگذست فايز دشتستاني ، احمد بي غم ، آدم كم شانس ، هفت برادران ، افسانه ديو و هفت دختر ، جغد داور ، مكر روباه ، باغبان و شغال ، غول و آسيابان ، بز و ميش ، شكارچي و ديو ، روباه ، كوزه گر ، گربه و روباه ، قدرت موش ، در اين استان رايج هستند كه تنها نمونه هايي از صدها قصه است .


موسيقي :
موسيقي در كهگيلويه و بويراحمد جايگاه خاصي در زندگي روزمره دارد . به هنگام شادي و غم و همچنين در هنگام كوچ چراي گوسفندان هر كدام نوعي موسيقي بكار مي رود . ني به دو شكل كوچك و ني هفت بند از جايگاه ويژه برخوردار است . چوپانان در صحرا و نوازندگان حرفه اي در مجالس و شب نشيني ها از ني استفاده مي كردند . علاوه بر ني ، دهل و نقاره و كرنا و ويلن از ديگر ادوات نوازندگي است و با آن مقامهاي مختلفي را مي نواختند . برخي اين مقاامها مثل بره وري (بره بلند شو) در جمع آوري گوسفندان و با ني نواخته مي شود . نمونه يا مرثيه خواني از ديگر مقامهاي موسيقي سنتي كهگيلويه و بويراحمد است . اين مقام با ني نواخته مي شود . در بر انگيختن احساس شنوندگان بسيار مؤثر است . از ديگر مقامهايي كه در عروسي بكار مي گيرند ، دستمال بازي كه به دو پا ، سه پا ، تركي ، يك پا ، باباكرم و تركه بازي و اسب سواري است .

آیین ها و جشن ها

اعتقادات و باورها : وقتي كسي در كهگيلويه بخواهد به سفر برود و كسي عطسه بزند مي گويند ، صبر آمد . چند دقيقه صبر كن بعد برو . وقتي يك تار موي سر زني از ساير موهايش جدا شود معتقدند مسافر منزل آنها بزودي بر مي گردد . هرگاه زاغهاي سياه را در حال دسته جمعي مي بينند مي گويند باران مي بارد . مردم كهگيلويه و بويراحمد معتقدند اگر اول هفته يا اول ماه باران ببارد تا آخر هفته يا آن ماه باران خواهد باريد . در فصل زمستان به هنگام جمع آوري خاكستر هاي اجاق آنها به عقب بر گردند مي گويند باران مي بارد . در حجله پسر بچه اي را داخل بغل عروس مي نشانند به نيت اينكه بچه اولش پسر باشد . مردم در استان كهگيلويه و بويراحمد روز شنبه نبايد عزاداري كرد يا به قبرستان رفت زيرا بازگشت دارد و يا ممكن است عزايي دو باره پيش بيايد . وقتي زني زايمان كند تا يك هفته خاكستر خانه آن زن را بيرون نمي برند تا ناف بچه زودتر بيفتد مردم معتقد بودند كه علت مرگ زن زائو آل بوده آل اجنه اي است كه دل و جگر زن زائو را بطور غيبي در مي آورد . از اين رو دار يا زنگي فلزي را به در اتاق زائو آويزان مي كردند .

بازی های محلی

بازي هاي سنتي و محلي : در كهگيلويه و بويراحمد بيش از 60 بازي شناخته شده فردي و جمعي وجود دارد . اين بازي ها تماماً منحصر به جنس خاصي نيست مگر در برخي بازي ها . دختران بزرگسالان و زنان نيز در اين بازي ها شركت مي كردند و از اين طريق اوقات فراغت خود را پر مي نمودند . نمونه هايي از اين بازي ها را در زير بيان مي كنيم .

بازي الختر :‌ اين بازي در فصل بهار بصورت گروهي است . دو گروه برابر از نظر تعداد با يك دست انگشت شصت پا را مي گيرند و با دست ديگر در حالت ايستاده افراد تيم مقابل را هل مي دهند . فردي كه دستش از پايش جدا شود و يا به زمين بيفتد بازنده است .

بازي خناثيك يا خنا ثين : اين بازي همان قايم موشك بازي است . بازي به صورت دو گروه مساوي انجام مي شود . برنده بازي تيمي كه افراد تيم مقابل را كه مخفي شده اند در زمان كمتري پيدا كند .

بازي چوگو : اين بازي همان چوگان بازي قديم است و ابزار آن چوب و گوی به معني توپ است . بازي به صورت گروهي و در دو گروه مساوي انجام مي شود .

بازي گرنا : اين بازي به نام شال كو يا گرنا دوال هم معروف است . بازي به صورت دو گروه از مردان تقريباً هم قد و قواره صورت مي گيرد . وسيله طناب است و يك تيم در ميدان از طنابهاي خود محافظت مي كنند. تيم مقابل سعي دارد طنابهاي تيم داخل ميدان را بازور ويا زيركي بر بايد . افراد درون ميدان با پاي خود به پاي افراد بيرون از دايره مي زنند . برنده بازي تيمي است كه فرد بيرون از ميدان يا دايره را بزند . در غير اين صورت تيم بيرون دايره با طنابهايي كه ربوده اند افراد درون دايره را تا ناحيه زير زانو مي زنند .

بازي اسوم رأس : اين بازي مانند قايم موشك است با اين تفاوت كه افراد جوينده چنانچه فردي از تيم مخفي شونده را پيدا كنند ، يكي از آنان بر دوش شخصي مخفي شده تا محل جايگاه داوري سوار مي شود . در غير اينصور تيم مخفي شونده كه موفق شده خود را به جايگاه داوري برساند و از سوي تيم مخالف پيدا شده اند بر تيم جوينده سوارمي شوند و به سوي خانه اي راه مي افتند . از صاحبخانه مي پرسند كه سوار سواره ؟ يا پياده سواره ؟ صاحبخانه احتمال دارد بگويد سوار سواره . در اين صورت مجدداً تا محل داوري سوار بر تيم مخالف بر مي گردند .

بازي بند پا : اين بازي در بهار انجام مي شود . ابتدا گودالي حفر مي كنند يكنفر با طناب پاي خود را مي بندد و در گودال مي نشيند . شخصي هم با طنابي كه در دست دارد از نزديك شدن ساير افراد نجات دهنده فرد نشسته جلوگيري مي كند . افراد براي نجات شخص درون گودال سعي مي كنند بند پاي وي را بر يابند . چنانچه طناب نگهبان به يكي از آنان برخورد كرد آن شخص به جاي فردي كه در گودال مانده مي نشيند .

چو بازي يا تركه بازي : اين بازي نوعي رقص مردانه است و در مراسم عروسي و ختنه سورون و جشنها برگزار مي شود . بازي كن همراه با آهنگ ساز و نقاره حركت پاهاي خود را تنظيم مي كند . شخصي كه تركه را در دست گرفته سعي مي كند آن را به پاي حريف خود بزند حريف نيز با چوب بلند و كلفتري كه دارد سعي مي كند مانع برخورد تركه به پاي خود شود . برنده كسي است كه چوب را به پاي حريف بزند با آنكه مانع از كتك خوردن خود شود .

دستمال بازي : اين بازي ويژه زنان است . معمولاً در مراسم جشن و سرور برگزار مي شود . در اين بازي زنان با لباسهاي رنگارنگ و دستمالهاي رنگارنگ شركت مي كنند . در اين بازي همچون چوب بازي زنان مي بايست باريتم و آهنگ ساز ونقاره دستمالهاي خود را را حركت دهند . رقص كنان مي بايست با ريتم هاي مختلف خود را همساز كنند . آنكه بتواند با رتيم و آهنگ دست و پاي خود را هم ساز كند و بهتر برقصد ، برنده بازي است .

كل يا كل كل برد : ابزار اين بازي سنگ است . معمولاً دو گروه رقيب هر كدام تعداد هفت تخته سنگ را انتخاب و شش تخته سنگ را در يك رديف و يكي را در جلو آنها با فاصله 20 متر از مقابل حريف قرار مي دهند . رقبا سعي مي كنند كه سنگهاي حريف را با سنگهاي كوچك و سنگپراني بزنند . برنده آن است كه تعداد بيشتري از سنگها را بزند .

گوشتيل يا كشتي : در اين مسابقه ورزشي مهم كه معمولاً در حضور جمع كثيري از افراد محل برگزار مي شود دو نفر به شيوه سنتي كشتي مي گيرند . هر كدام از آنان يكدست خود را زير دستان ديگري عبور مي دهند و دست ديگر خود را بر بالاي دست ديگري قرار مي دهند . آنگاه با فشار وزور بي امان سعي مي كنند كه كمر همديگر را به زمين آشنا كنند . اگر چنانچه يكي از كشتي گيران دستهايش باز شود و يا پاي حريف را بگيرد بازي مجدداً شروع مي شود . گرفتن لباس سر و صورت و پا ممنوع است .

بازي هاي فربجك ، كوس ، پرپيك ، دوز ، تكراجفترا ، پشكل گار ، چوكلي ، چوبازي ، سفرك ودر ، مولاوتو ، گروگرو ، چوتق تق ، هف دره گوشك ، بره غزي ، تپ تپو ، كچك بسن ، پرش جفت پا ، پرش دور خيز ، ملق زدن ، كهتر ، گرموچه ، هديدي ، كله روانك ، دوال بازي ، دسمال روانك ، شاخ پازني ، كش كشا ، تلين چرين ، قطور بازي ، زير پتويي ، هيلو ، قله تو ، بويگ بازي ، گله گله ، ماشي ماشي ، جاده سازي ، خاله واودسي ، سرسراكوني ، هتتل ، آسيو بازي ، گلال گلال ، خاك بازي يا خاك پيت ، تش بازي ، شش هونه ، آس آس و تير مهره بازي از ديگر بازي هاي سنتي و رايج در بين مردم كهگيلويه و بويراحمد است .

موسیقی

موسيقي در كهگيلويه وبويراحمد جايگاه خاصي در زندگي روزمره دارد. به هنگامشادي وغم وهمچنين در هنگام كوچ .چراي گوسفندان هر كدام نوعي موسيقي بكارمي رود.ني به دو شكل كوچك وني هفت بند از جايگاه ويژه برخوردار است. چوپانان درصحرا ونوازندگان حرفه اي در مجالس وشب نشيني ها از ني استفاده مي كردند.علاوه بر ني، دهل ونقاره وكرنا وويلن از ديگر ادوات نوازندگي است وبا آنمقامهاي مختلفي را مي نواختند. برخي اين مقاامها مثل بره وري (بره بلندشو) در جمع آوري گوسفندان وبا ني نواخته مي شود.نمونه يا مرثيه خواني از ديگر مقامهاي موسيقي سنتي كهگيلويه وبويراحمداست. اين مقام با ني نواخته مي شود. در بر انگيختن احساس شنوندگان بسيارمؤثر است. از ديگر مقامهايي كه در عروسي بكار مي گيرند دستمال بازي كه بهدو پا، سه پا، تركي، يك پا، باباكرم وتركه بازي واسب سواري است.

پوشاك:
پوشاك هر قومي معرف هويت آن قوم است. در كهگيلويه وبويراحمد بنا به فرهنگواعتقادات وباورهاي مذهبي وملي وتحت تأثير شرايط آب وهوايي از پوشاك خاصخود استفاده مي كنند. پوشاك زنانه شامل سرپوش هايي مانند كلچه يا كلاهكوچك ومنحني شكلي است كه با دو نخ زير گلو بسته مي شود. براي زيباييمعمولاً سكه هاي طلاي موسوم به اشرفي را به حالت آويخته مي دوزند . كهنهيا تور در رنگهاي شاد به اندازه 5/1 در 2متر كه به وسيله سوزن قفلي در زيرگلو بسته مي شود از ديگر سرپوش هاي زنانه است. معمولاً اين كهنه يا تور باسوزن قفلي طلا وتزئينات مربوطه به زير گلو بسته مي شود. چارقد از ديگرسرپوشهاي زنانه است كه بر روي كلاه وتور وبه صورت آويخته از پشت سر بستهمي شود. تنوع رنگها سبب زيبايي اين سرپوش است.


دلگ: نوعي كت زنانه است با آستين هاي بلند . اين تن پوش در رنگهاي مختلفوبه اقتضاي سن زن وبا تزئينات زيبايي در فصول سرما ومراسم عروسي مورداستفاده قرار مي گيرد. شلوار هاي زنانه ( تمبون يا تنبون) از ديگر تنپوشهاي زنانه است. معمولاً 10-8 متر طول وبه اندازه يك متر يا بيشتر عرضدارد. انواع متنوع آن در مراسم مختلف مورد استفاده است. جومه يا جامهزنانه از 5/2 تا 3 متر پارچه در رنگهاي شاد ومتنوع وبه صورت آستين داروچاك دار درست مي شود ومعمولاً از گردن تا مچ پا ادامه دارد.

پوشاك مردانه انواع كلاه هاي تركي يا جنس كرك ونمدي وكلاه هاي نمدي گردولچك كه به صورت نيم كلاه است از سرپوش هاي مردانه است. تن پوشهاي مردانهرا دلگ يا كت درازي كه تاروي زانو را مي پوشاند وبا دكمه بسته مي شود وازدو طرف داراي چاك مي باشد وهمينطور شال كه از دو متر پارچه وبدور كمر بستهمي شود وجقعه زناره يا چقه زناره كه همانند دلگ بوده واز كنف ساخته شدهوكمي دراز تر از دلگ است، تشكيل مي دهد.تنوع رنگ در پوشش وتوجه به رنگهايشاد در مجالس شادي وعروسي وپوشش سياه رنگ در مراسم عزاداري از ويژگي هايپوشاك زنانه ومردان كهگيلويه وبويراحمد است
هنر

هنر از ويژگي هاي برجسته هنرهاي سنتي در استان كهگيلويه وبويراحمد هماهنگي رنگها ونقوش مورد استفاده با طبيعت است. از اين رو منظري دل انگيز ايجاد مي كند وذهن را متأثر مي سازد.نياز روزمره هر خانوار به زير انداز از يك سو وعوامل طبيعي ووفور منابع پشم سبب شده است كه هنرهاي بومي وسنتي كهگيلويه وبويراحمد به سمت دست بافتها روي آورده وخلاقيت وذوق هنري را در اين رشته هنري آشكار سازد. قالي از اين دست بافتها است كه عمده ترين فعاليت هنري محسوب مي شود. اين هنر تماماً توسط زنان صورت مي گيرد


حركت دائمي طوايف كوچ نشين ودشوراي بازو بستن وحمل سبب شده است كه فرشها در اندازه هاي 6 متر مربع بافته شود. براي بافت فرش از موي بز وپشم گوسفند استفاده مي شود. رنگ آميزي اين فرشها معمولاً از نوعي سنتي است وبدون نقشه قبلي كه بر روي كاغذ آمده باشد بافته مي شود. گليم از ديگر دست بافتها وهنرهاي سنتي كهگيلويه وبويراحمد است. اين زير انداز سنتي دو رو بوده واز هر طرف مي توان استفاده كرد. گليم از پشم ونخ پنبه اي وموي بز تهيه مي شود نقشهاي در اين زير انداز ذهني بوده و گليم بدون طرح ونقشه قبلي بافته مي شود. گليم معمولاً داراي عرض 150 و80 سانتي متر وطول دلخواه هستند. رنگ اين گليم ها از گياهي تهيه مي شود. طرحهاي حوض، حوض در حوض، شانه نقش لوزي نقش چهار پر ودانه بيگي است.نقش لوزي از نقشه هاي كاملاً سنتي است نقوش پرنده انسان وحيوان از ديگر نقوش رايج در گليم هاي كهگيلويه وبويراحمد است.
گبه: گبه زير اندازي است گره دار با پرزهاي بلند. مواد طبيعي بكار رفته در بافت آن سبب مي شود در مقابل آفتاب از مقاومت بسيار خوبي برخوردار باشد. موي بز يا نخ پنبه اي وپشم مواد تشكيل دهنده گبه هستند. اندازه گبه معمولاً با عرض 1 تا 5/1 متر وطول 2تا 5/2 متر است . طرح هاي بكار رفته در گبه متنوع ومعمولاً از روي نقش هاي ذهني صورت مي گيرد. طرح هاي هندسي ، مربع ومستطيل ولوزي ونقش شير از نقوش مهم بكار رفته در گبه هاي كهگيلويه وبويراحمد است


جاجيم: رواندازي سنتي است با سبكي وطرح هاي گليم نقش هاي ماريو - خشت - لوزي و آغاجري از طرح هاي مرسوم در كهگيلويه وبويراحمد است . مواد اوليه آن پشم تابيده شده است ومعمولاً از رنگهاي متنوع وشاد استفاده مي شود. اين دست بافت بخشي از جهاز دختران است. توبره، آئينه دان يا چنته، سفره ، پشتي، حور يا حوال، سجاده، نمكدان، خورجين، وجل اسب از ديگر دستبافتهاي سنتي است كه تماماً از مواد پشمي وتركيبي از موي بز توليد مي شود.

خوراک

با توجه به فصول مختلف سال نوع غذا ها نيز فرق مي كند . انواع غذاهاي سنتي در كهگيلويه و بويراحمد عبارتند

  گفته : اين غذا آرد و پودر آويشن و روغن حيواني و آب درست مي شود .

لوي : شير بز و يا گوسفند و گاوي را كه به تازگي زائيده باشند مي دوشند و پس از پخت به صورت جامد در مي آيد . اين غذاي خوشمزه و مقوي مخصوص زمستان و فصول سرد سال است .

هره : گندم كوبيده شده را همراه سبزي ترش مزه اي به نام كارده پس از يك شب خيس خوردن در آب مي پزند و غذاي آب دار ترش مزه اي حاصل مي شود .

كشك و مغز : مغز گردو را با پياز و كشك مي كوبند و با نان داغ خورده مي شود .

شله بادامي : بادام وحشي را مي كوبند و پس از صاف كردن آن را با برنج مي پزند .

شله دوغي : تر كيبي از دوغ و برنج و روغن و پياز داغ و ادويه است .

قورمه : گوشت گوسفند را از استخوان جدا كرده و با پيه سرخ كرده و با اضافه كردن مقداري نمك آن را در ظرفي كه از پوست درست شده نگهداري مي كنند . در مناطق سردسيري و يخبندانهاي زمستانه از اين غذا استفاده مي شود .

كلگ و گوشت : تركيبي از گوشت پخته شده و آرد بلوط است كه به صورت كلگ و گوشت در مي آيد .

شوروا : سوپي است مركب از جوجه آب پز و برنج و آب .

از ديگر غذاهاي سنتي مي توان از كلگ و ماست ، (نوعي نان) زير چاله اي ، شل شلي و نانهاي بركو ، كلگي بلبل ، نان قندي و حلواي آردي و دوشابي و نشايي را مي توان نام برد . برخي از اين غذا ها جنبه دارويي دارند مثلاً گلفته براي درمان سرفه ، يا شله گندمي براي گلو درد يا شوروا براي درمان كوفتگي بكار مي رود .